|
برهان در هجرت
الذین امنوا و هاجرو و جاهدوا فی سبیل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجه عندالله
چهارشنبه 29 خرداد 1392 :: نویسنده : محمد هادی ذاکرحسین بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمد و ال محمد نتیجه ای كه از استین انتخابات بیرون امد از منظر شناخت جامعه ایرانی تامل برانگیز است. به نظر می رسد انتخابات اخیر را می توان گامی در مسیر نزیك شدن به شاخصه های یك جامعه مدرن تفسیر نمود- فارغ از داوری ارزشی نسبت به مفاهیم مدرن/سنتی-. یعنی جامعه ای متكثر كه دار كثرات است و در بردارنده دگر اندیشانی معتنابه- فارغ از اقلیت یا اكثریت بودن عددی ایشان-. چنین جامعه ای طیفی و ملون كه از یك دستی و وحدت جوامع سنتی دور شده است نیازمند مدیریت متناسب با خود است. اقلیت و اكثریت بودن در جوامع مدرن امری نسبی و عارضی است نه ذاتی و فرا مكانی و فرا زمانی. اقلیت امروزی اكثریت فردا می تواند باشد و اكثریت اینجایی، اقلیت اقلیم دیگر. این نسبیت و تغییر پذیری و پویایی كه مانا و پایای جوامع امروزین است ما را سخت نیازمند پرده غفلت جان رالزی می كند كه بر اساس ان سامانه جامعه را سامان بخشیم و این می تواند معنای واقعی اعتدال و تدبیر باشد. انتخابات اخیر مهری بر به رسمیت شناخته شدن این تكثر و دگر اندیشی بود. اكنون می بایست طرحی نو در اداره یك جامعه متكثر درانداخت تا در ان مشاركت همگان و حقوق دگران تامین شود. در تحلیل ساختاری البته تغییر بازیگران و دولت ها نقشی در فرایند امور ندارد بلكه این ساختار ها هستند كه مقوم رفتارهای جامعه می باشند. این امر در باب جامعه ایرانی نیز كه اسیب های ساختاری و فرهنگی جدی دارد نیز صادق است. لیكن دولت می تواند با مهندسی فرهنگی جامعه این تغییر و اصلاح را ایجاد كند به شرط انكه خود از ان افات مصون باشد. از بی نظمی و عدم ثبات ، نظم زاده می شود و ان گونه ای از رفتار است كه عدالت جان رالزی و قاعده طلایی اخلاق بدان رهنمون می سازد. تجربت دوران معاصر نشان داده است كه این فراز و فرودها و تغییر ها ذاتی جامعه ایرانی است. امید است كه دولت جدید در تعریف و مدیریت یك جامعه متكثر كه فارغ از خیر یا شر بودن ان یك واقعیت است ایفای نقش كند. نوع مطلب : برچسب ها : لینک های مرتبط : جمعه 24 خرداد 1392 :: نویسنده : محمد هادی ذاکرحسین بسم الله الرحمن الرحیم السلام علیک یا ابا عبدالله السلام علیک یا زین العابدین السلام علیک یا عباس بیانات اخیر رهبر انقلاب دربردارنده فرازی تامل برانگیز بود: دعوت از دلبستگان به ایران که حامی نظام اسلامی نیستند برای مشارکت در انتخابات. این روی آورد و رویکرد نوین به مساله انتخابات در نظام جمهوری اسلامی می تواند به مثابه گامی در مسیر عرفی سازی امر انتخابات تفسیر شود. قرائت رسمی از مساله انتخابات مشروعیت زایی و مقبولیت تابی آن نسبت به اصل نظام اسلامی بوده است. بیان اخیر مقام رهبری محکی نگرشی نوین به کاکرد انتخابات و گسست پیوند آن با مساله مشروعیت/مقبولیت نظام است. از این رو پایبندی به لوازم این بیان ضروری است. انتخابات میزان مناسبی برای سنجه مشروعیت/مقبولیت نظام نیست و نه مشارکت حداکثری در ان مشروعیت زاست و نه مشارکت حداقلی مشروعیت زدا. اما جنبه مهم تر دیگر این بیان پذیرش دگر اندیشی در دامنه ایراد و ابراز چنین اندیشه ای است. این بیان هم از جنبه توصیفی بر وجود دگراندیشان صحه می گذارد( فارغ از کمیت ایشان) و هم از جنبه توصیه ای ایشان را به رسمیت می شناسد و صاحب حق می داند. این مهم یک اقدام عملی در مسیر توسعه فرهنگ مدارا در جامعه می باشد. نوع مطلب : برچسب ها : لینک های مرتبط : جمعه 17 خرداد 1392 :: نویسنده : محمد هادی ذاکرحسین بسم الله الرحمن الرحیم رزقک مبسوط لمن عصاک( فرازی از دعای رجبیه) عید مسعود مبعث پیامبر اعظم اسلام صلوات الله علیه و اله مبارک باد. ارسال رسل و انزال کتب زمینه ساز سفر خلق به سوی حق است در ایام هجرت و هجران و اقامت در مغرب زمین، موضوع "حجاب" به مثابه یک مساله پژوهشی ، عنان توجه نگارنده را باز به سمت و سوی خویش جلب نموده است، اما اینبار همراه با تجربه ای نو یعنی مشاهده گری پدیده حجاب در بستر و جغرافیای یک کشور غیر اسلامی. تجارب امروزین بر معارف پیشینی که بارها آن ها را به رشته تحریر کشانده ام مهر تایید می زنند. 1. از یک سو، سویه هویتی حجاب( در اینجا در معنای اخص یعنی پوشش موی سر) و نمادین بودن منزلت و مرتبت آن در هندسی معرفت دینی کاملا آشکار و هویداست. حجاب، نقش حکایتگری هویت مسلمانی یک فرد را ایفا می کند و همین خصیصه اندیشه تابی اوست که حقیقتا آن را "بیان" ساخته است یعنی تبیان اندیشه و باورهای درونی. نقش و کارکرد هویت بخشی حجاب به خوبی در نگاه فقه مقاصد گرا هم تبیین گر چرایی وجوب شرعی حجاب سر و هم توجیه گر آن است. بر دامنه این توصیف و تبیینِ ضرورت و و جوب شرعی حجاب، البته توصیه هایی می روید: اول نفی بی حجابی اجباری و نقد قانون منع حجاب که مصداق بارز و غیر قابل رد آزادی بیان و آزادی بر مذهب است چرا که از موارد آزادی بر مذهب آزادی ابراز و بیان مذهب است و در سایه سار این سرو آزادی، حق بر حجاب مندی ارمیده است و از این منظر می بایست در شیپور آزادی ستیزی سکولاریزم ستیزه جوی مورد تعقیب و باور برخی از دول غربی دمید و بر طبل آزادی ناشناسی و حق ستیزی ایشان کوبید. / و دوم نقد حجاب اجباری از سوی دولت است که البته ملازمه ای با نفی وجوب شرعی حجاب و حتی ضروری دانستن وجوب ان در فقه نیست که این دو را دو ساحت متفاوت باشد. همانطور که نمی توان یک باور را از کسی ستاند تحمیل یک باور که مورد علقه قلبی و اعتقادی یک فرد نمی باشد نیز نارواست حتی اگر ان باور، باوری صحیح و حق( در برابر باطل) باشد. که الزام کیفری اخلاقیات خود اخلاق سوز است. 2. از سوی دیگر، نقد همیشگی نگارنده به حجاب داران در این دیار نیز وارد است. گویی فقر حجاب شناسی آفت مشترک زنان مسلمان در سراسر گیتی است. برخی از زنان مسلمان این دیار نیز گویی تنها از حجاب، پوشاندن موی سر را می دانند و به دیگر لوازم و شرایط ان پای بندی ندارند و پدیده بد پوششی( در تعبیر تسامحی و عرفی) در اینجا نیز جریان دارد. البته چه جای تعجب وقتی که در جامعه اسلامی ایران این فقر معرفتی موج می زند... حجاب را یک شرط ایجابی است و ان ستر است و یک شرط سلبی و ان عدم تبرج است. برخی از حجاب داران شرط ایجابی را مراعات می کنند لیکن در تعیین چگونگی این ستر شرط سلبی آن که مهمتر است و تضمین کننده عفت می باشد را رعایت نمی کنند و سوار بر مرکب حجاب، تبرج و جلوه فروشی می کنند. نوع مطلب : حجاب، برچسب ها : لینک های مرتبط : درباره وبلاگ ![]() یادداشت های دانش جوی دکترای حقوق کیفری بین المللی دانشگاه تیلبرگ هلند مهاجری در مهجوری وطن و مشتاقی معرفت اندوزی مدیر وبلاگ : محمد هادی ذاکرحسین مطالب اخیر موضوعات آرشیو وبلاگ پیوندها نویسندگان برچسبها آمار وبلاگ کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
|
|