بیان آن رفتار صادر از انسان است که حکایتگر اندیشه درونی او باشد. این رفتار اعم از گفتار می باشد و نه تنها کردار بلکه سکوت در مقام بیان را نیز در بر می گیرد. بیان نمادین یکی از مصادیق بیان است که همراه با سکوت و بی کلامی است و نماد جایگزین کلمه و کلام می شود.
نمونه آن بستن بازو بند سیاه در جریان اعتراضات به جنگ امریکا علیه ویتنام بوده است.
پهنای نماد ها پهنه عریضی دارد و حتی رنگ ها نیز می توانند نماد و نماینده اندیشه ای شوند.
آزادی بیان شامل آزادی بیان نمادین نیز می شود. بنابراین ممانعت از حمل نماد ها سلب حق ازادی بیان است.
نماد های مذهبی فرد اجلای بیان های نمادین است و در این میان حجاب اسلامی جایگاه برجسته ای دارد.
طبقه بندی: یادداشت ها،
مطالبه خواهی و پرسش گری غالبا با رویکرد ادباری روبرو می شود چرا که سوال پرسیدن رفتاری هتاکانه از سوی سائل نسبت به مسوول تعریف می شود که در ان سائل مرتبتی عالی و مسوول دانی دارد و بر اساس همان رفعت مرتبه به سوال کردن می پردازد.
اما پرسش گری مبتنی بر یک پیش فرض معرفتی است و ان پذیرش عقلانیت مسوول توسط سائل و رجوع به او بر اساس همین فرض است. المجهول المطلق لا یطلب . انچه که به نحو مطلق مجهول است مورد طلب هم واقع نخواهد شد پس انگاه که مطالبه گری رخ می دهد و سوالی پرسیده می شود این علم اجمالی وجود دارد که پاسخی نزد مسوول است و بر اساس همین فرض سائل به سراغ ان مسوول می رود.
بنابراین هر سوالی متضمن احترام گذاری سائل به مسوول است مگر انکه با نور سوال تیرگی بی پاسخی مسوول اشکار شود .
ممانعت از طرح سوال حکایتگر ترس از بی پاسخی مسوول است.
طبقه بندی: یادداشت ها،
السلام علی المهدی الذی وعد الله به الامم
التزام دولت دینی به حراست و پاسداشت ایمان شهروندان نه تنها ملازمه ای با ممانعت از طرح شبهات ندارد بلکه در منافات با ان نیز قرار دارد.
ارزش مندی دین و ایمان مومنان به یقینی بودن ان است . اثر معرفتی شبهه نیز یقین افرینی است چرا که با پاسخ دهی به ان بر صحت عقیده یقین حاصل می شود.
دیکته نانوشته را غلط نمی گیرند و باوری که د رمعرض نقد و چون و چرا قرار نگرفته باشد در صحت یا بطلانش نمی توان نظری داد و چنین باور ازمایش نشده ای یقینی نخواهد بود.
خطا امر نسبی است و بدون وجود معیاری خظا شناسی میسور نخواهد بود. بنابراین باید با روی اورد حداکثری با باور ها مواجهه شد تا هم مواضع خطا باز شناخته شود و هم اطمینان از صحت باور برگزیده و مختار فراهم شود.
مومنان باید اطمینان داشته باشند که شبهات مطروحه در اطراف باورشان پاسخ داده شده و می شود. از دل چنین اطمینان خاطری یقین فکری نیز زاده شود.
انکه به جای اقبال از شبهات نسبت به انها ادبار پیشه سازد بی اطمینانی خود نسبت به پیروزی باور خود در مصاف با اندیشه های رقیب را حکایتگری کرده است. چنین ناباوری به عقیده بی ایمانی است.
طبقه بندی: اندیشه های حقوقی،
روایت است که حضرت علی اکبر صلوات الله علیه میان اختیار امامت یا شهادت مختار شد و او شهادت در رکاب امامت را اختیار نمود ....
این گزینش گری ادب عشق می اموزد که کربلا مدرسه عشق بود و بس. از منظر عشق عاشقانه نگریستن فنا شدن در پای امام شیرین تر از امام شدن است .
در محضر امامی چون حسین بن علی ماموم بودن خوش تر از امام بودن است.....
بسم الله الرحمن الرحیم
فتوای اخیر رهبر انقلاب مبنی بر آنکه(( همین كه از دستورات حكومتى ولى امر مسلمین اطاعت كنید نشانگر التزام كامل به آن است. )) ارشاد به این معناست که میان التزام عملی و التزام اعتقادی تفکیک منطقی وجود دارد.
یکی مرتبط با حوزه ذهن و از اعمال جوانحی است و دیگر مربوط به ساحت عین و اعمال جوارحی.
انچه که مناط اعتبار است التزام عملی است نه التزام اعتقادی چرا که میان این دو ملازمت منطقی وجود ندارد و فقدان عقیده به عدم عمل لزوما نمی انجامد.
چه بسا فردی که ایده فقهی ولایت فقیه را باور نداشته باشد و یا قرائتی متفاوت با قرائت رسمی از ان داشته باشد لیکن با پذیرش ایده حاکمیت قانون و اعتبار قانونی اوامر ولایی ولایت امر بدان گردن نهد و در عمل ملتزم به ان باشد.
بر این اساس ضروری می نماید که در گزینش گری های اداری به احراز التزام عملی به ولایت فقیه اکتفا شود چرا که حوزه اعتقاد که مقوله ای قلبی و ذهنی است حریمی است که بر اغیار حرام است و جز شخص کس دیگری توان تکوینی ورود به ان را ندارد.
اللهم صل علی محمد و آل محمد
اختصاص سهمیه برای فرزندان شهید در آزمون های ورودی موسسات آموزشی امری است نقد پذیر .
مر عدالت و جوهره آن برابری است یعنی رفتار برابر با برابر ها. آن جا که نابرابری وجود دارد البته می بایست موازنه را برای برقراری برابری برقرار ساخت.
در رقابت میان فرزندان شهید با دیگران این امکان متصور است وضعیت رقیبان وضعیتی نا برابر باشد و دولت برای برابری سازی مداخله حمایتی به عمل اورده است که از این منظر اقدامی موجه خواهد بود. لیکن شکل این مداخله ناصواب است چرا که برای برقرار سازی موازنه نمی بایست سمهیه ای به ایشان اختصاص داد تا پیامد های ناگوار دیگری هم بر ان مترتب باشد و منزلت خانواده شهیدان را به دلیل صبغه صدقه ای داشتن این تخصیص در ساحت اموزش تخدیش شود. بلکه می بایست با حمایت مالی پیش از ازمون و برقراری کلاس های کنکور و متعارف انچه که متوسط جامعه برای امادگی دادن ازمون از ان برخوردار هستند این برابری را ایجاد کرد.
تخصیص سهمیه بعنی نا برابر کردن رقابت و تخدیش منزلت ایشان. وضعیت متنافر خانواده شهدا با دیگران ناظر به وضعیت مالی نامساعد احتمالی است نه بار علمی متفاوت. مداخله حمایتی می بایست منصرف به همان بعد مالی باشد در حالیکه تخصیص می خواهد نوعی برابری علمی ایجاد کند در حالیکه بنیه علمی اکتسابی است نه امتیازی.
السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اخ الحسین
آواز سه گانه عشق در دستگاه آفرینش نواخته شد و جهان به سماع آن نشست ....
دوران غیبت اگرچه مناسبات و ادابی متفاوت و متنافر با دوران حضور دارد و تعمیم ان به این خلط خبطی است لیکن می بایست با امام شناسی دوران غیبت را به سلامت گذراند تا در بهار حضور ادب مبادی اداب ان بود.
اگر خزان غیبت عصر تکثر حقیقت و همه جایی شدن ان و خروج ان از مدار یک جایی و نزد یک نفر بودن است تکثری که مقتضای ان خرد ورزی و پاس داشت نقد و بیان ازاد برای تور کردن حقیقت باشد در بهار حضور که ابرهای تار به کنار رود تا حقیقت بی ره زن کفر اشکار شود و اسان یاب گزینش گری معنایی ندارد. صراطهای مستقیم صراطی شود که خارج بودن از ان استقامت ایمان را در هم می شکند و بر زمین کفر می زند.
ادب مواجهه با والیان عصر غیبت اگر خیرخواهی و نقادی است در عصر حضور انسان کامل تسلیم و رضای مطلق شرط ادب است ....
و حضرت عباس سلام الله علیه اسوه تام این ادب ورزی و اداب دانی برای همه انسان هاست تا از مدرسه معرفتی او درس ادب و ولایت پذیری اموزند. پاس داشت نام عالی مرتبت آن حضرت بسته به عرفان ادب دانی ولایی اوست. او اسوه شده ای است تا موالیان بر ولایت ولی مطلق ان سان گردن نهند .
سلام خداوند بر آن عبد صالح خدا که امامی چون او را تا کنون ندیده است...
طلوع ماه شعبان نوید بخش بهار معنویت و معرفت است. چون نو روز معنویت فرا رسید می بایست احرام سفر بست و در پی حقیقت و معنویت راهی شد...
(( نقل است که وقتی کسی عصابه ای(تکه پارچه ای) بر سر بسته بود. رابعه گفت:چرا پارچه بر سر بسته ای؟ گفت سرم درد می کند. پرسید عمرت چند است؟ گفت سی سال
گفت در این سی سال بیشتر تندرست بودی یا بیمار؟ گفت تندرست.
گفت : هرگز در این مدت عصابه شکر بسته ای که به یک درد سر که تو را هست عصابه شکایت بر بندی؟!))
این روایت را که قلم حکمت زای عطار بر لوح اندیشه های عرفانی نگارگری کرده است اشارتی نغز به مقام شکر دارد.
تادب به ادب شکر کفر شکن است و مهجور ماندن از ان کفر افرین.
شرور عالم سفیران و رسولان خیرات هستند. هر چیزی در پرتو نور وجودی ضدش شناخته شود. تا تاریکی نباشد نور هم معنا پیدا نکند. درد است که درمان را شکرین و شیرین می کند.
کعبه پیروزی را بدون خار مغیلان شکست نتوان طواف نمود.
خوشی از انان است که از پریشانی کفر زلف بگذرند و به وصال رخساره رسند نه انکه در پیچ و خم و شکن زلف بشکنند و بمانند.
خداوندا قدر ناشناسی ما را بر ما مقدر مکن و کفوری ما نسبت به نعم خود را به کفر ملحق مفرما.
ادب شکر را به جای نیاورد انکه کاه درد را به شکایت بنشیند در ان حال که بر کوه نعمت ها استوار است.
و آخر دعوانا الحمد الله رب العالمین
طبقه بندی: یادداشت ها،
