بسم الله الرحمن الرحیم
یریدون لیطفو ا نورالله بافواههم والله متم نوره ولو کره الکافرون.
یریدون لیطفو ا نورالله بافواههم والله متم نوره ولو کره الکافرون.
مدت ها بود که از نای این قلم نوایی بیرون نمی امد و سیاهه ای بر صفحات سپید دنیای مجازی نقش نمی بست...
اما موقفی پیش امده است که اگر قلم به رسالت خود عمل نکند و خموشی پیش گیرد و روزه سکوت خود را با حلوای بیان افطار نکند نه قلم را بهایی خواهد ماند و نه قلم به دست را ارجی
اهانت روا داشتن و اهانت کردن به ساحت قدسی امام هادی صلوات الله علیه هلاهل را در کام شیرین می سازد و ارامش روان را بر هم می زند.. تیغ اهانت چنان بر کالبد دل و جان می نشیند که تا مغز استخوان ادمی درد می اید و احساس نازکتر از گل روح جریحه دار می شود که چنین است که دشنام به مقدسات را سب نامیده اند یعنی الشتم الوجیع یعنی ناسزایی که ادمی را تا مغز استخوان به درد می اندازد...
امام هادی سلام الله علیه دیر زمانی است کانون حمله حرمت شکنان واقع شده است... در نظر نخست سخت عجیب می نماید که چرا معاندان ساحت قدسی او را نشانه گرفته اند.. کدامین خصوصیت در این ذات قدسی و نورانی نهفته و متجلی است که نه حرمت حریم مطهر بارگاهش را حفظ کردند و به هدم ان همت گماشتند و نه حرمت معنوی شخصیت او را پاس می دارند و تاب می اورند و سوار بر مرکب اهانت بدان هجمه می برند...
البته علت این هجمه اشکار است... میراث جاویدان ان امام همام علت این حرمت شکنی هاست.. زیارت جامع کبیره که جامع معارف شیعی است یادگار امامی است که با املای این زیارت هندسه معرفت شیعی را معماری نمود و هجمه به او تیشه زدن بر ریشه امامت و اندیشه شیعی است که خواب را بر معاندان شب پرست حرام کرده است.. لیکن زهی خیال باطل که بتوانند با بیان موهن خویش نور الهی ان امام موید بالله و منصوب من قبل الله و بیان نورانی و اسمانی او را که هدایتگر انسان های تشنه هدایت هستند خاموش نمایند.
خدا را شکر می گزارم که دشمن مشحون از جهالت و مشوه به نادانی اتش بر عود نام امامی زد که از سوخته شدن استانش عالم عطراگین شد ... چهره خورشید را نمی توان گل اندود کرد و این سفاهت پیشگی ها تنها به پراکنده شدن یاد معطر ان امام قرین غربت می انجامد.. که عدو شود سبب خیر
ان جاهل شهرت طلبی که اهانت روا داشت باید از این پس به نظاره بنشیند و ببیند که زمینه سازی نمود تا مناسبت شهادت امام هادی سلام الله علیه بیش از پیش پاس داشته شود تا زنگار غربت از این روز در خروش غیرت شیعه زدوده شود
اما موقفی پیش امده است که اگر قلم به رسالت خود عمل نکند و خموشی پیش گیرد و روزه سکوت خود را با حلوای بیان افطار نکند نه قلم را بهایی خواهد ماند و نه قلم به دست را ارجی
اهانت روا داشتن و اهانت کردن به ساحت قدسی امام هادی صلوات الله علیه هلاهل را در کام شیرین می سازد و ارامش روان را بر هم می زند.. تیغ اهانت چنان بر کالبد دل و جان می نشیند که تا مغز استخوان ادمی درد می اید و احساس نازکتر از گل روح جریحه دار می شود که چنین است که دشنام به مقدسات را سب نامیده اند یعنی الشتم الوجیع یعنی ناسزایی که ادمی را تا مغز استخوان به درد می اندازد...
امام هادی سلام الله علیه دیر زمانی است کانون حمله حرمت شکنان واقع شده است... در نظر نخست سخت عجیب می نماید که چرا معاندان ساحت قدسی او را نشانه گرفته اند.. کدامین خصوصیت در این ذات قدسی و نورانی نهفته و متجلی است که نه حرمت حریم مطهر بارگاهش را حفظ کردند و به هدم ان همت گماشتند و نه حرمت معنوی شخصیت او را پاس می دارند و تاب می اورند و سوار بر مرکب اهانت بدان هجمه می برند...
البته علت این هجمه اشکار است... میراث جاویدان ان امام همام علت این حرمت شکنی هاست.. زیارت جامع کبیره که جامع معارف شیعی است یادگار امامی است که با املای این زیارت هندسه معرفت شیعی را معماری نمود و هجمه به او تیشه زدن بر ریشه امامت و اندیشه شیعی است که خواب را بر معاندان شب پرست حرام کرده است.. لیکن زهی خیال باطل که بتوانند با بیان موهن خویش نور الهی ان امام موید بالله و منصوب من قبل الله و بیان نورانی و اسمانی او را که هدایتگر انسان های تشنه هدایت هستند خاموش نمایند.
خدا را شکر می گزارم که دشمن مشحون از جهالت و مشوه به نادانی اتش بر عود نام امامی زد که از سوخته شدن استانش عالم عطراگین شد ... چهره خورشید را نمی توان گل اندود کرد و این سفاهت پیشگی ها تنها به پراکنده شدن یاد معطر ان امام قرین غربت می انجامد.. که عدو شود سبب خیر
ان جاهل شهرت طلبی که اهانت روا داشت باید از این پس به نظاره بنشیند و ببیند که زمینه سازی نمود تا مناسبت شهادت امام هادی سلام الله علیه بیش از پیش پاس داشته شود تا زنگار غربت از این روز در خروش غیرت شیعه زدوده شود
نگارش در تاریخ پنجشنبه 4 خرداد 1391 توسط برهان
| نظرات ()
بسم الله الرحمن الرحیم
عزت مندی و تهاجمی بودن اصل و راهبرد سیاست خارجه نظام جمهوری اسلامی ایران است.
اقدام تحسین برانگیز رییس دولت دهم به عنوان اولین رییس جمهور ایران در سفر به جزیره ابوموسی و اقدام دیگر دولت در تبدیل جزیره ابوموسی به قطب گردشگری بی شک کنش های عزت افرین و فعال در برابر فزونی خواهی های کشور امارات می باشد.
زلزله ای که این اقدام نمادین در شیخ نشین های خلیج فارس به راه انداخت به همان میزان که هیمنه پوشالین ادعاهای توخالی ایشان را در هم کوبید احساس عزت و غرور ملی را نیز تقویت نمود چرا که بی شک سکوت و انفعال و مصلحت اندیشی بی ضابطه در برابر فزونی خواهی های دولت هایی که استقلال هویتی ان ها خود زیر علامت سوال است البته غرور و عزت داخلی را مخدوش می سازد.
انشالله که رویه مثبت دولت دهم در حوزه سیاست خارجه پایدار و پویا بماند.
عزت مندی و تهاجمی بودن اصل و راهبرد سیاست خارجه نظام جمهوری اسلامی ایران است.
اقدام تحسین برانگیز رییس دولت دهم به عنوان اولین رییس جمهور ایران در سفر به جزیره ابوموسی و اقدام دیگر دولت در تبدیل جزیره ابوموسی به قطب گردشگری بی شک کنش های عزت افرین و فعال در برابر فزونی خواهی های کشور امارات می باشد.
زلزله ای که این اقدام نمادین در شیخ نشین های خلیج فارس به راه انداخت به همان میزان که هیمنه پوشالین ادعاهای توخالی ایشان را در هم کوبید احساس عزت و غرور ملی را نیز تقویت نمود چرا که بی شک سکوت و انفعال و مصلحت اندیشی بی ضابطه در برابر فزونی خواهی های دولت هایی که استقلال هویتی ان ها خود زیر علامت سوال است البته غرور و عزت داخلی را مخدوش می سازد.
انشالله که رویه مثبت دولت دهم در حوزه سیاست خارجه پایدار و پویا بماند.
نگارش در تاریخ سه شنبه 29 فروردین 1391 توسط برهان
| نظرات ()
بسم الله الرحمن الرحیم
فیلم سینمایی قلاده های طلا حاشیه های پرشماری به همراه خود داشته است.
شماری از نقد های وارد شده به این فیلم متوجه ناگفته های ان است اما باید توجه داشت که از منظر روش شناختی نقد یک قالب بیانی اعم از فیلم یا نوشتار مکتوب دایر مدار گفته های ان است. هیچ بیان جامع نگرانه ای را نمی توان تصور کرد چرا که هرکس از منظر خویش به مناظر بیرونی می نگرد و در قاب ذهنش بعد یا ابعادی از یک ماجرا برجسته می شود.
فیلم قلاده های طلا یک اموزه تامل برانگیز دارد و ان پای نهادن بر مسیر بیان واقعیت ها است. قلاده های طلا برخلاف سیاست رسمی یا غیر رسمی ایام فتنه ۸۸ که مهر انکار بر تمام واقعیت ها می زد مهر تایید بر پای برخی از انها نهاد. راه پیمایی بزرگ سکوت کشته شدن معترضان مردمی بودن اعتراضات و مانند ان بیان اموری بود که تا پیش از این طرح رسمی ان ها ممکن نبود.
نمی بایست مساله را به این سوال تنزل داد که ایا گستره واقعیت ها همین قدر بوده است و یا خیر و اینکه در بیان این واقعیت ها افراط یا تفریطی صورت گرفته یا نه که ورود به ان ها البته مساله ای معرفت افرین و زیربنایی نخواهد بود.
فیلم قلاده های طلا را بایستی به فال نیک گرفت چرا که حرکتی است در جهت رد و نقی این پندار که می بایست در مواجهه با معضلات و مشکلات سیاست سکوت و انکار در پیش گرفت.
مسوولان ما به این عادت خو گرفته اند که با حدوث حوادث اجتماعی دایم بر طبل انکار بکوبند و جای بیان واقعیات برای یافتن راه حلی تنها بر وجود انها پرده انکار بکشند.
شاید اگر این اموزه قلاده های طلا همان زمان در پیش گرفته می شد بحران ۸۸ به درازا نمی کشید. مردم را محرم دانستن و با ایشان نه از ورای درب های بسته و میز های مرتفع سخن راندن البته حکمرانی مطلوبی است که ارمان انقلاب ما می باشد.
نگارش در تاریخ چهارشنبه 23 فروردین 1391 توسط برهان
| نظرات ()