تبلیغات
برهان در هجرت - حمله آمریکا به سوریه
الذین امنوا و هاجرو و جاهدوا فی سبیل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجه عندالله
بسم الله الرحمن الرحیم

دمیدن در شیپور جنگ و نواختن بر طبل هجمه نظامی به سوریه توسط ایالات متحده آمریکا، ساحت نظریه پردازی را نیز کارزار موافقت ها و مخالفت های پرشماری نموده است.
خاستگاه حقوق بین الملل، جنگ میان ملل بوده است و هر جنگ بالقوه و بالفعلی آبستن زایش و رویش قواعد حقوقی می شود.
در باب احتمال حمله نظامی امریکا و متحدانش به سوریه نیز نکات پرشماری می توان مطمح نظر قرار داد که این نوشتار تنها گذاری مختصر و گزینشی بر آن ها دارد....

 یکی از قواعد نوپای متاخرِ به رسمیت شناخته شده در حقوق بین الملل که عنفوان پویایی خود را طی می کند اصل «مسوولیت بر حمایت» می باشد که به عنوان یک هنجار در حال ظهور/نوظهور در هندسه معرفتی حقوق بین الملل در حال چنان منزلت گیری است که به مثابه یک پارادایم جدید در بازتعریف مفهوم حاکمیت ملی ایفای نقش نموده است.

 بر طبق این اصل، حاکمیت به مثابه یک مسوولیت و نه قدرت تعریف می شود که بر مبنای آن تمامی دولت ها متعهد به حمایت از اتباع خود در قبال جرایم بین المللی می باشند. به بیان دیگر نه تنها دولت ها، تعهد سلبی به عدم ارتکاب جرایم بین المللی نسبت به شهروندان خود دارند بلکه نسبت به حمایت از ایشان در قبال این جرایم نیز تعهد ایجابی به مداخله حمایتی دارند. در صورتیکه دولت محلی ناتوان از ایفای این تعهد باشد و یا انکه خود مرتکب چنین جرایمی شود این تعهد مسوولیت افرین متوجه جامعه بین الملل و دیگر دولت ها شده و اشان را  متعهد به مداخله می نماید.

در باب گستره مداخله دول ثالث و شرایط آن البته اتفاق نظر وجود ندارد و مناقشه های پرشماری درباره شمول یا عدم شمول مداخله نظامی در چارچوب ان شده است. اما می توان عنوان نمود که مداخله نظامی فی الاجمال داخل در این مفهوم هنجارین است لیکن تفصیل و کیفیت آن محل اختلاف است.

اما دو نکته مهم در این باب: اول أنکه قاعده هنجارین مسوولیت بر حمایت در حال جایگزینی قاعده مداخله بشر دوستانه می باشد. «مداخله بشر دوستانه» ناظر به تامین منافع دولت مداخله کننده و تهاجم کننده است، اما مسوولیت بر حمایت مترصد تامین منافع شهروندان جهانی. یکی دایر مدار منفعت دولت هاست و دیگری پی چوی مصلحت انسان ها. در واقع قاعده مسوولیت بر حمایت از دهلیز حقوق بشر گذار نموده و صیقل یافته در پرتو آن نمو یافته و از این رو با موازین و اموزه های حقوق بشری انطباق بیشتری دارد.

دوم آنکه در باب مشروعیت مداخله دول ثالث بر مبنای مسوولیت بر حمایت شرایطی قید شده است که یکی از شرایط اجماعی و مورد اتفاق، وجود حسن نیت و قصد صحیح مداخله کننده می باشد. یعنی هدف و مقصد مقصود از این مداخله می بایست حمایت صرف از شهروندان در معرض نقض حقوق بشر باشد و بس و هیچ هدف سیاسی و غیر سیاسی دیگری تعقیب نشود.
از منظر همین شرط است که می توان مداخله احتمالی امریکا در قضیه سوریه را محل نقد جدی قرار داد. کشوری که خود بر مبنای اسناد منتشر شده اخیر در حمله شیمیایی عراق نقش داشته است، خود در مظان اتهام اعمال عدالت گزینشی و معیار دو گانه است و این اتهامات وجود حسن نیت را به صورت جدی مخدوش می سازد.

همچنین مداخله نظامی کشور های ثالث مسبوق بر به نتیجه نرسیدن مداخلات غیر نظامی ایشان است. به بیان دیگر مسوولیت دول ثالث تکمیلی است و مسوولیت اولیه بر عهده دولت محلی می باشد. بنابراین دولت های ثالث در وهله نخست موظف به همکاری با دولت محلی برای ایفای مسوولیت خویش در قبال حمایت از اتباعش می باشند. موضع خصمانه ضد دولتی امریکا در قبال دولت سوریه از روز نخست خود حکایتگر از عدم حسن نیت امریکا در توسل به این قاعده و عدم رعایت شرط تدرج و اصل تکمیلی بودن در آن می باشد.

در کنار این مسایل البته ایرادات بنیادین دیگری مانند مشروعیت اقدام یکجانبه بدون اخذ مجوز از شورای امنیت سازمان ملل و همچنین عدم توجه به نقش امروزین دیوان کیفری بین المللی در احراز جرایم بین المللی، اقدام احتمالی امریکا را که به معنای بر هم زدن نظم و نظام فعلی بین الملل است را مخدوش می سازد.
بسط این مدعا البته فراتر از مجال این مقال است. ...




طبقه بندی: حقوق کیفری بین المللی، 
نگارش در تاریخ چهارشنبه 6 شهریور 1392 توسط محمد هادی ذاکرحسین | نظرات ()
درباره وبلاگ

یادداشت های دانش جوی دکترای حقوق کیفری بین المللی دانشگاه تیلبرگ هلند
مهاجری در مهجوری وطن و مشتاقی معرفت اندوزی
پست الکترونیک
تماس با مدیر
RSS
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


قالب وبلاگ