تبلیغات
برهان در هجرت - توافقنامه ژنو از یک نظر
الذین امنوا و هاجرو و جاهدوا فی سبیل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجه عندالله
بسم الله الرحمن الرحیم

۱‫.‬ «برنامه اقدام مشترک» میان ایران و شش کشور دیگر، مورد مدح و نقد بسیاری واقع شده است. توزین این برنامه که حتی درباره ماهیت ان و معاهده ای بودن یا نبودنش اختلاف است در میزان موازین حقوقی ضروی می نمیاد چنانکه رییس جمهور نیز بدان امر دعوت نموده است. این توزین و تحلیل البته نیازمند داشتن تخصص است. از منظر روشی همانطور که بارها بیان کرده ام نقد مسبوق به فهم است. و بدون مایه حقوقی لازم داشتن تحلیل و مدح یا نقد برنامه اقدام مشترک فتیر و ابتر خواهد بود.

۲.این مهم البته در حوزه علاقه مندی و گستره مطالعاتی و تخصصی بنده نمی باشد و قصد ابراز نقد و نظر درباره برنامه اقدام مشترک به مثابه یک کل را ندارم.
البته به عنوان یک تحلیل زمینه ای و بافتی، ورود ایران به گفت و گو در عرصه بین الملل و استفاده از زبان مشترک( به طور عمده موازین حقوق بین الملل) دراین باره را می بایست به فال نیک گرفت. نقش افرینی در حوزه بین المللی و بازی کردن در زمین موجود حتی با هدف اصلاحی و ترمیمی، ضرورت انکار ناپذیری است در زیستن در جهان معاصر که اقبال بدان مطلوب و ممدوح است.

۳‫.‬ تنها فرازی که از برنامه اقدام مشترک توجه م را جلب کرده و ان را خوانش کردم آنهم به دلیل ربط شخصی با درون مایه ان، بندی بود که وفق ان و بنابر گفته مقامات مربوطه قرار است مبلغی از درایی های بلوکه شده ایران به صورت مستقیم جهت شهریه دانشجویان شاغل به تحصیل در دانشگاه های خارج از کشور به ان دانشگاه ها پرداخت شود.
این فقره جالب توجه بود چرا که طرف مقابل تنها توافق کرده است مبلغ ازاد شده ایران برای شهریه دانشجویان ایرانی به صورت مستقیم به ان دانشگاه پرداخت شود. یعنی نه واسطه گری در این میان خواهد بود و نه انکه هزینه های زندگی دانشجویان بورسیه دولت ایران مشمول ان.

۴‫.‬ این روزها سخن از برد-برد بودن یا برد-باخت بودن برنامه اقدام مشترک است. به طور خاص درباره فراز مذکور به گمانم لازم است بر معیار ارزیابی و میزان خویش وزنه ای بیافزاییم و ان «وزن» برد است. مفهومی که از جیمز نیکل به عاریت می توان گرفت وقتی که می خواهد در تحلیل مفهومی «حق» سخن بگوید و اشاره ای هم به «وزن حق» می کند تا مدل سه مولفه ای هوفلد را تکمیل سازد.

اینجا هم می توان سخن از وزن بردن کرد. درست است که توافق مزبور برد-برد است. ایران نیز از قبل ان منتفع شده که امری اشکار و  روشن است. اما نحوه طراحی توافق به گونه ای است که وزن برد طرف مقابل بیشتر است. مرادم از این وزن، وزانت مادی و عددی نیست بلکه ان است که طرف مقابل بردی را برای ما رقم زده است که در نهایت خودش منتفع شود. امتیازی داده شده است که دوباره به خودشان باز می گردد.

این زیرکی و نفع گرایی حداکثری که البته می بایست خطی مشی مذاکرات باشد وزن برد طرف مقابل را بیشتر جلوه می دهد.

۵‫.‬ در کنار این توصیف هم می توان تبیین کرد و علت یابی نمود لیکن در مقام ان نیستم که ان نیز نیازمند بحث تخصصی و تفصیلی است. اما استظهار من از وضعیت ایران در عرصه بین الملل ان است که مشکل عمده ایران به قلت و کمی  نیروی انسانی متخصص به صورت عام و دیپلمات های حقوقی به صورت خاص بر می گردد. امریکا در بسیاری از معاهداتی که در دنیا رقم می زند موضع بالادستی دارد. یکی از عمده ترین دلایل بهره مندی از تیم های حقوقی غنی ای است که در فرایند مذاکرات حضور دارند. تاسیس دیوان کیفری بین المللی نمونه بارز و اغلی ان بوده است.
عرصه خارجه نیازمند کار گروهی و کاملا تخصصی است. در هر موضوعی می بایست افراد متخصص پرشماری به صورت گروهی کار کنند. با امدن یک فرد ولو کم نظیر هم کاری پیش نمی رود. امروزه دوران کار تخصصی و گروهی است .


نگارش در تاریخ شنبه 24 اسفند 1392 توسط محمد هادی ذاکرحسین | نظرات ()
درباره وبلاگ

یادداشت های دانش جوی دکترای حقوق کیفری بین المللی دانشگاه تیلبرگ هلند
مهاجری در مهجوری وطن و مشتاقی معرفت اندوزی
پست الکترونیک
تماس با مدیر
RSS
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


قالب وبلاگ