تبلیغات
برهان در هجرت - بورسیه های غیر قانونی...
الذین امنوا و هاجرو و جاهدوا فی سبیل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجه عندالله

بسم الله الرحمن الرحیم

----------------------

۱. ماجرای پرطمراق «بورسیه ها» همانطور که انتظار می رفت به محاق فرو رفت و این فرصت بالقوه برای توجه کردن به مساله اعزام بورسیه به خارج از کشور با رویکردی اصلاحی و ساختاری با هدف اسیب شناسی و افت زدایی از این نهاد از دست رفت... دلیل هم البته عیان است. چه انان که در این ماجرا با دیده عنایت نگریستند و در شیپورش دمیدند و چه انان که با انکار در ان نگریستند هردو اقدامشان برساخته و برخواسته موج رسانه ای بود که اهدافی دیگر می جستند و با گیر افتادن در معلول ها از علت و ساختارهای افت زده ماجرا چشم فرو بستند... بهرحال تاریخ مصرف این ماجرا برای جریانات مختلف به اتمام رسید و نهاد بورس با تمام نیازمندی اش به اصلاح و درمان باقی ماند.. 
۲. قانونی بودن فرایند اعزام کف قانونی بودن بورسیه هاست... با اعزام، ماجرا تمام نمی شود بلکه تازه شروع می شود. اعزام دانشجو یک قرارداد حقوقی است که تعهداتی بر ذمه دانشجویان بورسیه تحمیل می کند. عدم ایفای این تعهدات طبیعتا مسوولیت افرین است. به مانند هر متن حقوقی این تعهد نیز در پرتو اهداف و فلسفه غایی اعزام دانشجو تفسیر می شود. دانشجویی که تنها چندسالی در خارج از سفره بورس ارتزاق کرده و مدرکی اخذ کرده و هیچ تولید و خروجی نداشته و تنها بر پشت میزش در کتابخانه تکیه زده و نه ارتباطی، نه جهان دیدگی ای و نه تجربت اندوزی خاصی داشته است به نظر می رسد فلسفه بورس شدن را درک نکرده است... اعزام دانشجو یک هجرت علمی است با دید باریک بین داشتن و تفکر انتقادی. هم معرفت اموزی است هم تجربت اموزی.. دانشجویی که فردا بر کسوت استادی تکیه می زند باید نظام اموزشی مقصد را نیز درک کند فرهنگ تعلیم و تعلم را رصد کند تا چنین اورده هایی را نیز منتقل سازد، بومی کند و خلاهای داخل را پرسازد..
۳. همواره این سوال برایم مطرح بوده است با وجود این همه تفاوت محسوس و شگرف میان نظام اموزشی ایران و مغرب زمین و با وجود انکه تعداد پرشماری از اساتید داخل دانش اموختگان غربند و شماری هم بورسیه های دولتی بوده اند پس چرا در انتقال فضای مطلوب اموزشی محل تحصیل خود به محل تدریشان ناموفق بوده اند. ایا در ایام تحصیل در خارج درگیر امور دیگر بوده اند و ان تفاوت ها را نچشیده اند و یا انکه دلیل دگیری در میان است. شاید برخی اصلاحات، خارج از اراده فردی باشد و عوامل بیرونی و ساختاری در میان باشد لیکن بی شک مسایل کاملا فردی و مهم تری هم وجود دارپ که نیازمند به هیچ مقدمه دیگری نیست. رابطه دوستانه استاد و شاگرد، نقد پذیری، عاری بودن از غرور و نخوت، تعهد عملی به ازادی عقیده و بیان و ده ها نمونه دیگر که فرد دانشجو در بستر نظام اموزشی غرب می بیند همه از ان تجربه هایی است که قابلیت پیاده سازی در نظام داخلی را دارد لیکن جز در تعداد معدودی از اساتید فرنگ دیده در مابقی به طور عمده اثری از ان ها نمی بینی..



نگارش در تاریخ چهارشنبه 2 اردیبهشت 1394 توسط محمد هادی ذاکرحسین | نظرات ()
درباره وبلاگ

یادداشت های دانش جوی دکترای حقوق کیفری بین المللی دانشگاه تیلبرگ هلند
مهاجری در مهجوری وطن و مشتاقی معرفت اندوزی
پست الکترونیک
تماس با مدیر
RSS
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


قالب وبلاگ